مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
دلـم گـرفـتـه و بـهــر زیــارت آمـدهام به محـضر تو به پـاس ارادت آمـدهام اگر چه خارم و بیقـدر و قـیـمتم، اما از الـتـفـات تـو در بـاغ جـنت آمـدهام شـنـیدهام که به زوار خود امان بدهی بـه صد امـیـد بـرای شـفـاعـت آمـدهام امام ثـامن و ضامن که خـانـهات آبـاد خـرابحـالـم و بـهــر مـرمـت آمـدهام از این که بار گناهان به همره آوردم به اشک حسرت خود با خجالت آمدهام مرا ز درگه خود ای کـریم رد نکـنی تهیست دست من و بیبضاعت آمدهام کجا دریـغ کـنی از کـویـر، بـاران را بـه زیـر بـارش ابــر کـرامـت آمـدهام مرا به جـان جـوادت نگـاه رأفـت کن که من به شوق همین نور رأفت آمدهام بـیا ز غـربت قـبـر و قـیامـتم بِـرَهـان غریبوار بر این باب رحـمت آمدهام شنـیدهام که ز داغ حسین گـریه کنی برای گـریـۀ بـر این مـصـیبت آمـدهام «وفائیام» که خوشم با هزار تشنهلبی به سوی چشمۀ فیض و فضیلت آمدهام |